تبلیغات
زندگی ما - روزهای بی حوصلگی

روزهای بی حوصلگی

پنجشنبه 10 تیر 1389  02:55 ب.ظ

سلام
عمل جراحی كه گفته بودم با موفقیت انجام شد و یه 2 هفنه ای در منزل بستری بودی
این دوهفته خیلی بهم سخت گذشت راستش اصلا طاقت در خونه موندن رو نداشتم و خیلی زود حوصلم سر میرفت
یه اتفاقی هم افتاد كه خیلی عصبیم كرد
در این مدت 2 هفته خیلی چیزا رو تجربه كردن از خوابیدن رو تخت بیمارستان و حس اینكه  چقدر بستری شدن توی بیمارستان سخته
حالا می فهمم كه چرا مریضای كه اونجا بستری هستند دوست دارند كه زودتر برن خونه
همینطوری یاد پدرم افتادم كه خدا بیامورز 3 بار در بیمارستان بستری شد
خیلی سخته
همین طور تنها بودن در خانه حبس شدن
خیلی دلم میخواست یكی بود كه میشد كه باهاش گپ بزنم خیلی
خدا تجربه جدیدی بود واسم دلم به شدت برای محل كارم و همكارم تنگ شده بود (یاد همكاری بازنشسته خودم افتادم)
خدا رو شكر كه حالم خوب شد دوبار برگشت سركار
از دوستی هم كهرد این مدت پیام گذاشتن و حالم رو پرسیدم خیلی متشكرم


نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()