تبلیغات
زندگی ما

تعطیلات تابستانی

چهارشنبه 30 مرداد 1387  01:08 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

سلام
مثلا در تعطیلات تابستانی هستیم اما بخاطر یه پروژه فوری مجبورم بیام سركار
لعنت به هر زبان برنامه نویسی !!
چی میشده به كامپیوتر یه رشته دیگری رو انتخاب میكردم Smiley
shit

نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

سه شنبه 15 مرداد 1387  06:08 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

سلام
این روزا بدجور مشغول کارم . هر روز اضافه کاری می مونم تا بتونم قرضی رو که گرفتم بدم واسه همین کمتر به کارای بیرون خونه میرسم و اینجور کارا افتاده گردن خانم
از اون طرف هم داریم روی هلیا کار میکنم که جیشش رو خبر کنه که البته زیاد هم موفق نبودیم خدایش این مرحله از بقیش سختتره
هرچی هم که بهش میگیم زیاد تاثیر نداره
دیگه یه جای سالم توی خونه نمونده

مشکل اینجاست که باید تا اول مهر که قرار دوباره بره خونه مادربزرگش روزا بمونه باید موفق بشم وگر نه ......

این چندتا مراسم که از اول عید تا حالا داشتیم نتونستم هدیه خوبی واسه خانم بگیرم باید واسه تولدش یه هدیه عالی بگیرم
به نظرتون چی بگیرم ؟


نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

پنجشنبه 20 تیر 1387  11:07 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

سلام

مشکی داشم شکر خدا حل شد با اینکه خیلی استرس داشتم اما با یاری خدا و کمک یکی از دوستان مشکلم رفع شد

خدایا شکرت


نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

فرزند دوم

چهارشنبه 22 خرداد 1387  07:06 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

یکی از موضوعاتی که این روزا ما رو به خودش مشغول کردن موضوع بچه دوم هست

راستش تا چند روز دیگه هلیا ۲ سالش میشه و منم که جند روز پیش وارد ۳۷ سالگی شدم همین طور خانم که یک سال از من کوچیکتره

خیلی رو یه بچه دیگه فکر میکنیم نمیدونم درسته که فقط یه بچه داشته باشیم یا باید به فکر یکی دیگه باشیم

راستش همین یکی به اندازه کافی اذیتمون کرد در این ۲ سال مخصوصا خانم رو  اصلا حوصله یکی دیگه رو نداریم از طرفی هم میترسیم که بعدا حسرت داشتن یکی دیگه رو بخوریم

نمیدونم چکار باید بکنیم


نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

تعطیلات ارتحال

یکشنبه 19 خرداد 1387  11:06 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

سلام

خوب تعطیلات ارتحال !! هم تموم شد و مردمی كه به مسافرت رفته بودن برگشتن سر كار

منم یه ۲ روزی رفتم مسافرت البته مسافرت كه نمیشه گفت سری زدیم به ویلا پدر خانم در اطراف تهران و ضمن برخورداری از هوای خوب و میوه های رسیده باقشون یكمی هم استراحت كردیم

شنبه صبح هم برای اینكه در ترافیك نمونیم زود راه افتادیم و قیل از ظهر رسیدیم تهران

البته تهران كلی كار داشتیم كه تا شی مشغولمون كرد

این روزا داریم كم كم به سالگرد ازدواجمون كه ۲۸ خرداد هست نزدیك میشیم باید به فكر هدیه بود !!

البته خانم قراره به دوستان به سفر مشهد برن و فقط من و هلیا خونه میونیم كه باید یه فكر هم برای هلیا كنم شاید برم خونه مادرم یا بذارم پیش مادر خانم

هلیا ماشالله خیلی شیطون شده و همه رو كاملا شاكی میكنه و...


نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:یکشنبه 19 خرداد 1387 | نظرات ()

روزگار سخت

دوشنبه 30 اردیبهشت 1387  10:05 ق.ظ

نوع مطلب :عمومی ،

سلام

روزای سختی رو میگذرنم ...

واسم دعا كنید


نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

  • تعداد کل صفحات:29  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...