تبلیغات
زندگی ما

شمارش معكوس

پنجشنبه 21 مرداد 1389  11:19 ق.ظ

سلام
شمارش معكوس شروع شده
قراره نی نی كوچولو شنبه به دنیا بیاد
خانم خیلی نگرانه و هم خوشحال
خدا كنه هر دوتاشون صحیح و سالم باشن


نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

روزای گرم گرم

یکشنبه 20 تیر 1389  10:06 ق.ظ

سلام
امروز  و فردا  رو دولت به بعلت گرما بیش از حد هوا در تهران و 23 استان كشور تعطیل اعلام كردم اما شركت ما مثل همیشه بازه و مشغول تولید
خانم و بچه ها رو فرستاد ویلای پدرش تا كمی از گرمای هوا خلاص بشن و یه آب و هوای عوض كنند
من هم دیشب رو پیش مادرم بود و فیلم اخراجی ها 2 رو تماشا كردیم
خانم در ماه 8 حاملگی به سر می بره  و شكمش حسابی  بزرگ شده و واسه همین هم خوابیدن خیلی سخت شده
خدایش هم بارداری خیلی سخته و الكی نیست كه گفتن بهشت زیر پای مادران است
خدا كمكش كنه تا بتونه راحت بشه
شما هم واسه من و خانم و نی نی كوچلول دعا كنید
مرسی

نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

روزهای بی حوصلگی

پنجشنبه 10 تیر 1389  03:55 ب.ظ

سلام
عمل جراحی كه گفته بودم با موفقیت انجام شد و یه 2 هفنه ای در منزل بستری بودی
این دوهفته خیلی بهم سخت گذشت راستش اصلا طاقت در خونه موندن رو نداشتم و خیلی زود حوصلم سر میرفت
یه اتفاقی هم افتاد كه خیلی عصبیم كرد
در این مدت 2 هفته خیلی چیزا رو تجربه كردن از خوابیدن رو تخت بیمارستان و حس اینكه  چقدر بستری شدن توی بیمارستان سخته
حالا می فهمم كه چرا مریضای كه اونجا بستری هستند دوست دارند كه زودتر برن خونه
همینطوری یاد پدرم افتادم كه خدا بیامورز 3 بار در بیمارستان بستری شد
خیلی سخته
همین طور تنها بودن در خانه حبس شدن
خیلی دلم میخواست یكی بود كه میشد كه باهاش گپ بزنم خیلی
خدا تجربه جدیدی بود واسم دلم به شدت برای محل كارم و همكارم تنگ شده بود (یاد همكاری بازنشسته خودم افتادم)
خدا رو شكر كه حالم خوب شد دوبار برگشت سركار
از دوستی هم كهرد این مدت پیام گذاشتن و حالم رو پرسیدم خیلی متشكرم


نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

واسم دعا كنید

یکشنبه 23 خرداد 1389  09:55 ق.ظ

سلام
فردا یه عمل جراحی داخلی دارم البته زیاد سخت نیست با اینحال اگه كسی اومد اینجا لطفا واسم دعا كنه
مرسی

نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

یه تواد دیگه

سه شنبه 4 خرداد 1389  01:58 ب.ظ

سلام
24 اردبیهشت امسال سالروز تولدم بود رسما شدم 38 ساله !
دیگه كم كم دارم به 40 سالگی نزدیك میشم یهخ زمانی فكر میكردم 40 سالگی خیلی دوره اما زهی خیال باطل
موهای شقیقم یه كمی سفید شده
پیر دشیم دیگه
كسی هم دیگه سراغی از ما نمیگیره
.................


نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

دخترم خوش آمدی

پنجشنبه 19 فروردین 1389  09:15 ق.ظ

سلام
دیروز خانم رفتم سونوگرافی و خبر آورد كه یه فرشته كوچولو توی راهه
خیلی خوشحالم اما خانم زیاد خوشحال نیست دلش میخواست پسر باشه اما  واسه من فرقی نداره
البنه دختر مهربون تر
خدایایا شكرت :)

نوشته شده توسط: reza | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

  • تعداد کل صفحات:29  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...